شعر امروز شاهرود

+ پر از عشق پنجشنبه 7/2/1385 ساعت 9:23 صبح

و در اين کوچه همه پنجره ها آخر سر


ميشود باز به روي تو و ما آخر سر


توي اين کوچه و پس کوچه همه محو شدند


همه رفتند و ماند اين رد پا آخر سر


تو و يک باغ پر از چلچله و بوي بهار


ميرسد موسم پائيز فرا آخر سر 


تو پر از عشق به پروازي و من ميدانم


که از اين گوشه رهائيم رها آخر سر


و غمت بر در و ديوار دلم خواهد ماند


مثل يک قاب ترک خورده بجا آخر سر


بله ميدانم از اين راه شبي ميگذري


تا کني کوچه پر از نور خدا آخر سر


جواد علي بيک


 


 


نوشته شده توسط: عباس ساغري

+ حصار شيشه اي پنجشنبه 7/2/1385 ساعت 9:4 صبح

دلم کبوتري که در حريق آشيانه سوخت


و در هواي بي کسي براي آب و دانه سوخت


مسافري که سخت و سست جاده هاي عمر ديد


کنار کوله سفر در انزواي خانه سوخت


همان غريبه اي که در دلش اميد پر کشيد


نگاه کن ميان کوچه هاي اين زمانه سوخت


قناري دلم در اين غروب وهمگين عصر


و اين حصار شيشه اي شکست و بي ترانه سوخت


چه کودکي صبور بود کودکي که خوش نديد


و با تمام کودکي چقدر بي بهانه سوخت


شعر از شاعري جوان که نابهنگام و ناباورانه رفت و دوستانش را تنها گذاشت .زنده ياد حسين عرب اسدي .


نوشته شده توسط: عباس ساغري


ِْليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[7/2/1385- 9:23 ص] پر از عشق
[7/2/1385- 9:4 ص] حصار شيشه اي
[آرشيو شده ها]

خانه
مديريت
پست الکترونيک
شناسنامه
 RSS 
 Atom 



:: کل بازديدها ::
2898


:: بازديدهاي امروز ::
0


:: بازديدهاي ديروز ::
3



:: درباره من ::

شعر امروز شاهرود

:: لينک به وبلاگ ::

شعر امروز شاهرود


:: آرشيو ::

بهمن 1384 [16]


:: موضوعات وبلاگ::

شعر و شاعري


:: دوستان من (لينک) ::

ترنم مردي از کوير
ترنم مردي که عاشق است
سنگچين
واران
آرش شفاعي
عشق عليه السلام
آخرين پنجره
کودکانه هاي يک روستائي
شعر ها و نوشته هاي عباس ساغري


:: خبرنامه ::

نام:

ايميل:

 

:: موسيقي وبلاگ::


:: وضعيت من در ياهو::

يــــاهـو